تبلیغات
کافه ی من

کافه ی من
خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام 
قالب وبلاگ
نویسندگان
 روزگاری روزهای برایم وجود داشت  روزهای که امید آینده روشنشان می کرد روزهای بد دیروز که به امید فردا گذراندم ولی دیگر هیچ روزی  نیست فکرش را نمی کردم به این زودی دنیایم به پایانش برسد  برایم هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این دنیا امیدی نیست برای من  که یک روز به امید گرفتن دستان گرمی گذراندم دیگر هیچ روزنی بر جا نمانده چه روزگار بدی زود تمام شد این حجم از غصه و تلاش بیهوده که چیزی برایم در بر نداشت
دیگر هیچ ماشین لوکسی  را نمی توانم داشته باشم دیگر هیچ خانه ای را طراحی نمی توانم  بکنم دیگر هیچ وسیله نوی از من نمی شود دیگر هیچ لباس مارک و زیبایی را نمی توانم بپوشم دریایی را نخواهم دید چه زود تمام شد
در صفا و مروه آنقدر آرزویش کردم اما دیگر هیچ وقت صفا و مروی نمی ببینم و هیچ کس نیست تا در صفا و مروه عاشقانه راه برویم چقدر جایش کنار کعبه خالی بود آنجا که هیچ کس نبود دستش را حایلم کند تا من ساده تنم به تن مردان نخورد در آن شلوغی در آن وحشتزار  وای همه دنیایم تمام شد من دیگر هیچ شعر عاشقانه ای نخواهم سرود وای من پوچی و اشک...



[ چهارشنبه 4 مهر 1397 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ emi roz ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب