تبلیغات
کافه ی من

کافه ی من
خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام 
قالب وبلاگ
نویسندگان
فکر می کردم  عشق این است :تو مرا بیشتر از مادرت دوست داشتی و من هم بیشتر از پدرم و بیشتر از هر کس دیگر در این دنیا. 
برایت حاضر بودم کمی بمیرم و تو نیز شاید! 
بهترین آوازهای دنیا کلام تو بود و به یقین خوبی تو بهترین آرزوها! 
و چقدر زمان زود می گذرد اصلا دلم در هیچ دیداری نلرزید و تو تنها آشنای غریب هزاران ساله من بودی حتی یک جمله ات دلم را بدرد نیاورد  حتی قهرت ،دروغهایت همه خوشایند بود
 من  تمام اینهارا پای تنهایی قلبم گذاشتم و نه عشق!  به غروبت پشت کوه واقع بینانه نگریستم و هیچ وقت محکومت نکردم هیچ وقت به دادگاهت نبردم وهر چه بود پای یک نیاز روحی برای خودم انگاشتم و تورا گوشه ای ار قلبم پنهان کردم و بعضی از  روزها مخفیانه مثل یک راز بزرگ برایت نامه ای می نویسم برای آن کسی که هنوز عشق را درچشمان ساده و روستایش می بینم  و برای این سادگی می میرم
از تو سپاسگزارم بخاطر تمام عشقی که از زبانت بر من جاری شد  تا من هم در زمانی که دنیا برایم رنگ دیگر داشت جریان خون از قلبم  به خنکای یک روز قشنگ بهار در جوانی باشد با تو من هم ضربان عشق را چه درست و چه نادرست در خنده های شیرین قلبم یافتم اگر چه تمام داستانها می رسند به حقیقت تلخ دروغ عشق! اما من هنوز خنده های بینهایت قلبم را در تلاطم عشق بیاد دارم... 



[ دوشنبه 30 مرداد 1396 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ emi roz ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب