تبلیغات
کافه ی من

کافه ی من
خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام 
قالب وبلاگ
نویسندگان
.
دلم می گیرد وقتی می بینم یک عشق تنها دوازده ساعت قلب کسی را پرتلاطم می کند و بعد همه چیز تخیلی بیش نیست که شخص خودش را بدان مشغول می کند چقدر من عشق و عاشقی را دوست داشتم اگرچه هیچ وقت نسیبم نشد ولی چیزی بی نهایت  زیبابرایم بود کم کم که بزرگتر می شوی می ببینی تمام تصوراتت اوهامی بیش نبوده که از دیگران به تو ارث رسیده و تو وقتی به آنها پی می بری که زمانش به انتها رسیده ودیگر تمام شده وقتی که بقول پدر گرده ات خمیده و دیگر توانی نیست 
  چطور به دل ایدالیستم حالی کنم زندگیم از این فراتر نمی رود منم و این زندگی که پایانش کاملا پیداست  
دیگر نه عشقی در کار است نه معجزه ای و نه پروازی همه چیز پایان گرفته واز این همه حقیقت دستانم کرخ میشود  باید بپذیرم این همه خوف را و یادم باشد دلم را آرام کنم دلم کودکی بیش نیست



[ سه شنبه 17 مرداد 1396 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ emi roz ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب